تبلیغات
شـــــــــــــــعر - آهــــــــــــــــــو

شـــــــــــــــعر

آهــــــــــــــــــو

پیشانی ام را بوسه زد درخواب هندویی

شایدازآن ساعت طلسمم کرده جادویی



شایدازآن پس بود که احساس می کردم

درسینه ام پرمی زندشب ها پرستویی



شایدازآن پس بود که باحسرت ازدستم

هرروزسیبی سرخ می افتاد درجویی



ازکودکی دیوانه بودم مادرم می گفت

ازشانه ام هرروزمی چیده ست شب بویی



نام تورا می کند روی میزها هروقت

دردست آن دیوانه می افتاد چاقویی



بیچاره آهویی که صیدپنجه ی شیری ست

بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی



اکنون زتو با ناامیدی چشم می پوشم

اکنون زمن بابی وفایی دست می شویی



آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد

من مایه ی رنج توهستم راست می گویی



منبع:سه گانه ی فاضل نظری

کتاب:گریه های امپراتور




[ جمعه 4 بهمن 1392 ] [ 11:13 ب.ظ ] [ کوثر شرفی زاده ] [ نظرات() ]